عزيز بيات در رشته علم تاريخ دانش اندوزى كرده و بيش از شصت سال از عمر پربارش را در فضاى تاريخ و تاريخ نويسى سپرى كرده است.
اصالتش به نهاوند همدان بر مى گردد. نوه مرحوم شيخ محمدخان بيات است كه يكى از روشنفكران نهاوند و از دوستان نزديك مرحوم مدرس بود. در پنج سالگى پدرش را از دست داد و پدر بزرگ، تربيت عزيز الله را عهده دار شد. تحصيلات ابتدايى را در زادگاه خويش سپرى كرد. سيكل اول را در دبستان «بدر» نهاوند گذراند و چون نهاوند بيش از شش كلاس ابتدايى نداشت، عازم ملاير شد و سيكل دوم را در دبيرستان پهلوى به پايان رساند. بعد از آن به همدان رفت و ديپلم متوسطه را در آنجا اخذ كرد. پدر بزرگش در صدد بود كه او را براى تحصيلات عاليه به اروپا بفرستد ولى تصميم او با اشغال ايران توسط متفقين در شهريور ،۱۳۲۰ منتفى شد.
زمانى كه از خاطرات اشغال ايران توسط متفقين حرف مى زند، اندوه فراوانى در صدايش موج مى زند. «در دبيرستان دبيرى به نام «آزاد همدانى» داشتم كه تأثير شگرفى در روحيه من داشت. او در زمان اشغال، دانش آموزان را در سالن جمع كرد و قصيده غرايى كه در همين رابطه سروده بود را خواند.» بيات هنوز از ياد آورى اين خاطره متأثر مى شود.
بيات در سال ۱۳۲۰ براى ادامه تحصيل عالى به تهران آمد و در دانشسراى عالى آن زمان در رشته «تاريخ و جغرافيا» تحصيل كرد و با گرفتن ليسانس خود به كرمانشاه كه نزديك زادگاهش بود، رفت و به مدت ۲۰ سال در مدرسه «شاپور» و «شاهدخت» تدريس كرد. اواخر تدريس بيات در كرمانشاه همزمان با اعتصاب معلمين به سرپرستى «محمد درخشش» براى تأمين حقوق و مزايا بود و طولى نكشيد كه اعتصاب به نفع معلمان به اتمام رسيد و محمد درخشش در كابينه دكتر امينى به وزارت آموزش و پرورش منصوب شد. اين انتصاب و آشنايى درخشش با عزيز الله بيات منجر به اين شد كه پست رياست اداره آموزش و پرورش بندر انزلى (پهلوى قديم) به بيات سپرده شود. بعد از سقوط امينى و بركنارى محمد درخشش بيات نيز در سمت خود باقى نماند و به سمت رياست اداره چهارم كارگزينى آموزش و پرورش تهران منصوب شد. اما ميل به ادامه تحصيل با همه منصب هاى ادارى رهايش نكرده بود و سرانجام در سال ۱۳۴۶ در امتحان هاى ورودى دولت فرانسه قبول شد و براى تحصيل در رشته «تاريخ ايران» به فرانسه رفت و در دانشگاه «پل سباتيه» درس خواند و دكترا گرفت. او در سال ۱۳۵۰ به ايران بازگشت و در سال ۱۳۵۱ از وزارت آموزش و پرورش بازنشسته و در دانشگاه ملى (شهيد بهشتى) استخدام شد؛ اما چون بعد از انقلاب هر شخصى فقط مى توانست يك بار از صندوق بازنشستگى استفاده كند و ادامه فعاليت رسمى بيات در دانشگاه خلاف مقررات بود به همين خاطر از همان سال تاكنون به صورت قراردادى يا حق التدريسى با اين دانشگاه همكارى مى كند.
عزيز الله بيات تاكنون در عرصه تاريخ كتاب هاى مختلفى نوشته است كه مهم ترين آنها «تاريخ تطبيقى حوادث ايران از تأسيس دولت ماد تا انقراض سلسله پهلوى» است. اين اثر نه در دوران قبل از انقلاب و نه در زمان حكومت اسلامى به نگارش درنيامده بود. دوره چهارجلدى اين كتاب حجيم در چاپ هاى اخير در يك جلد قطور انتشار مى يابد.
ديگر آثار بيات شامل جغرافياى كرمانشاه، آثار باستانى كرمانشاه، دو جلد تاريخ براى سال اول و دوم دانشسراى مقدماتى، دو جلد جغرافيا براى سال اول و دوم دانشسراى مقدماتى، دو جلد تاريخ براى سال اول و دوم تربيت معلم، دو جلد جغرافيا براى سال دوم تربيت معلم، كليات تاريخ تمدن ايران قبل از اسلام، از ظهور اسلام تا ديالمه، كليات گاه شمارى در ايران و جهان، تصحيح و تحشيه كتاب «گيتى گشا» تأليف ميرزا محمد صادق نامى، شناسايى منابع و مأخذ تاريخ ايران از ماد تا انقراض مشروطيت در دو جلد و... است كه اين اثر هم تا آن زمان توسط هيچ مؤلفى پديد نيامده بود. او در حال حاضر كتاب «حوادث تاريخ ايران از ماد تا انقراض پهلوى» را در دست چاپ دارد كه در آن منابع هر دوره را جداگانه تجزيه و تحليل كرده است.
عزيزالله بيات تاريخ را علم نمى داند و آن را مصداق علوم مى داند. به گفته او تاريخ حس كنجكاوى بشر را اغنا مى بخشد؛ به گونه اى كه هيچ يك از رشته هاى علمى همانند تاريخ نمى تواند اين حس را تسلى ببخشد. همچنين تاريخ مادر همه علوم است و هر علمى بدون ترديد به گذشته خود نياز دارد تا از آن پند و عبرت گيرد.
يكى از حوزه  هاى مورد علاقه اين تاريخ نگار، سلسله سامانيان است. «ادبيات فارسى در زمان اين سلسله اساس و پايه گرفت و متون زيادى از جمله تاريخ طبرى، تفسير طبرى، حدود العالم من المشرق الى المغرب به نثر ساده، روان و بى تكلف پديد آمد. خود اين تعدد كتاب دست مورخ را براى تحقيق و تفحص باز مى كند؛ به گونه اى كه رساله دكتراى من درباره «چگونگى تأسيس سلسله سامانيان» بوده و چندين مقاله درباره اوضاع سياسى، اجتماعى و اقتصادى اين سلسله به چاپ رسانيده ام.»
عزيز الله بيات با اين كه ۸۵ بهار از زندگيش گذشته، همچنان سر حال است و در مقطع دكتراى دانشگاه تربيت مدرس «جغرافياى تاريخى» درس مى دهد. همچنين او در دانشگاه شهيد بهشتى «تاريخ تمدن اسلامى» را در مقطع كارشناسى ارشد و «گاه شمارى و منابع تاريخى» در مقطع كارشناسى تدريس مى كند.
عزيزالله بيات علاوه بر دانش اندوزى و كسب تجربه در رشته تاريخ در عالم هنر نيز دستى به ساز دارد و از شاگردان مرحوم ابوالحسن صبا بوده است. پدرش، ولى الله خان بيات نيز تار مى نواخت و نزد درويش خان كسب تعليم كرده بود. او مى گويد: موسيقى ما تاريخ زندگى ماست. زمانى كه مملكت ما مورد تاخت و تاز اقوام بيگانه قرار مى گرفت و مهاجمان بناى ظلم و بيداد مى گذاشتند تم و مضمون موسيقى ما نيز محزون مى شد؛ به عنوان مثال در دوران جنگ ۸ ساله بيشتر ملودى هاى حزن آور رايج شد و برعكس در زمان نادرشاه و كريم خان زند كه جامعه از وضعيت مطلوبى برخوردار بود موسيقى ها بيشتر در دستگاه هاى چهارگاه، ماهور، راست پنجگاه ساخته مى شد.
بيات رديف هاى موسيقى ايرانى را به مدت چهار سال در مكتب صبا فراگرفت.
«كلاس هاى درس صبا از مطب مشهورترين پزشكان فعلى شلوغ تر بود. به علاوه خود صبا داراى خويى انسانى و نبوغى عجيب در علم موسيقى بود و با بيشترسازها آشنايى كامل داشت.»
بيات به ياد مى آورد كه در مصاحبه اى تلويزيونى از استاد صبا پرسيدند قوى ترين شاگردتان كيست؟ و استاد در نهايت حيا و فروتنى گفتند كه مردم بايد بهترين را تشخيص دهند. بيات از پاسخ استاد قانع نشد و در جلسه اى خصوصى همين سؤال را از او مى پرسد و استاد صبا مى گويد: حبيب الله بديعى. بيات در كلاس هاى درس صبا با هنرمندان بزرگى چون همايون خرم، لطف الله مفخم، رحمت الله بديعى آشنا شد و حتى با پرويز ياحقى رابطه بسيار نزديك و تنگاتنگى برقرار كرد. او در پايان در برابر اين كنجكاوى كه چرا رشته موسيقى را ادامه نداده است، مى گويد: جامعه آن زمان فعاليت در اين رشته را اصلاً قبول نمى كرد و كسانى كه در اين عرصه فعاليت مى كردند را مطرب مى ناميدند و من فقط براى دل خودم دنبال موسيقى رفتم.