سيدجمال واعظ اصفهانى، خطيب شهير مشروطه
در سن ۲۱ سالگى براى ادامه تحصيل به اصفهان رفت و در سلك طلاب درآمد. در آنجا نيز در تيزفهمى مورد توجه مدرسان خود قرار گرفت. چهار سال بعد با مريم دختر ميرزاحسن باقرخان از خانواده سراج الملك ازدواج كرد. او كه در زبان آورى مشهور شده بود براى اولين بار در مسجد نو اصفهان صاحب منبر شد.۳ سيدجمال به تدريج دوستان بسيار يافت، نزديك ترين آنها، حاج ميرزا نصرالله خان بهشتى، ملك المتكلمين، حاج فاتح الملك، شيخ احمد مسجد الاسلام كرمانى. ميرزا سيدعلى نقى خان صاحب منصب نظام، ميرزا احمد علم و حاج سيدعلى جناب زاده اصفهانى بودند كه در زمينه مسايل سياسى اجتماعى با يكديگر همفكرى داشتند. به تدريج اين گروه «انجمن ترقى» را تشكيل دادند و اعتقاد داشتند نخستين قدم در مبارزه با استبداد حكومت و محروميت آگاهى بخشيدن به مردم است. لذا تصميم گرفتند در منابر و مساجد به جاى سخنان سنتى و تكرارى، درباره حقوق اجتماعى مردم و وضعيت جامعه سخن بگويند. اينگونه سخن ها براى مردم جالب بود و هر روز گروه گروه بر تعداد شنوندگان سخنرانى هاى اين گروه افزوده مى شد. در ميان اعضاى انجمن، سيدجمال و ملك المتكلمين سرآمد بودند و منابر ايشان شنونده بيشترى به خود جلب مى كرد.





نویسنده این وبلاگ ،محمد قنبری ، دانش آموخته حقوق ، آثاری درباره شخصیت های مختلف به رشته تحریر درآورده است . همچو سلمان ،ارج نامه فقیهی، چلچراغ سالکان ، امامزادگان و زیارتگاههای شهرری ،یادمان آیت الله ستوده ،ترجمه رساله لقاءالله، زندگی نامه ابوالفتوح رازی ،یادنامه حضرت عبدالعظیم(ع)،و...برخی از آنهاست. معرفی این آثار و درج مطالبی دیگر درباره مفاخر همدان از اهداف راه اندازی این صفحه است.گفتنی است که ترجمان به معنی خبردهنده است.