سيدجمال واعظ اصفهانى، خطيب شهير مشروطه


 
سيدجمال واعظ اصفهانى در ۱۲۷۹ هـ.ق ‎/ ۱۲۴۱ هـ . ش در همدان متولد شد. پدرش سيدعيسى موسوى عاملى منسوب به دودمان شيعى جبل عامل بود.۱ خاندان وى توسط شاه عباس صفوى از جبل عامل به ايران آورده شدند. عموى او سيداسماعيل صدرعاملى در نجف از مراجع تقليد و پدرش در كوى دباغ خانه همدان محضردار بود. هنوز شيرخواره بود كه پدرش را از دست داد و مادرش با انيسه دختر چهارساله اش و جمال به تهران سفر كرد. جمال از كودكى نزد شوهر خاله اش به زنجيربافى مشغول شد، اما همواره شوق درس و تحصيل داشت. بالاخره در چهارده سالگى كار را رها كرد و در مدرسه مادرشاه واقع در خيابان سردر الماسيه، باب همايون، به تحصيل پرداخت و در يادگيرى علوم زمان از خود استعداد بسيار نشان داد.
در سن ۲۱ سالگى براى ادامه تحصيل به اصفهان رفت و در سلك طلاب درآمد. در آنجا نيز در تيزفهمى مورد توجه مدرسان خود قرار گرفت. چهار سال بعد با مريم دختر ميرزاحسن باقرخان از خانواده سراج الملك ازدواج كرد. او كه در زبان آورى مشهور شده بود براى اولين بار در مسجد نو اصفهان صاحب منبر شد.۳ سيدجمال به تدريج دوستان بسيار يافت، نزديك ترين آنها، حاج ميرزا نصرالله خان بهشتى، ملك المتكلمين، حاج فاتح الملك، شيخ احمد مسجد الاسلام كرمانى. ميرزا سيدعلى نقى خان صاحب منصب نظام، ميرزا احمد علم و حاج سيدعلى جناب زاده اصفهانى بودند كه در زمينه مسايل سياسى اجتماعى با يكديگر همفكرى داشتند. به تدريج اين گروه «انجمن ترقى» را تشكيل دادند و اعتقاد داشتند نخستين قدم در مبارزه با استبداد حكومت و محروميت آگاهى بخشيدن به مردم است. لذا تصميم گرفتند در منابر و مساجد به جاى سخنان سنتى و تكرارى، درباره حقوق اجتماعى مردم و وضعيت جامعه سخن بگويند. اينگونه سخن ها براى مردم جالب بود و هر روز گروه گروه بر تعداد شنوندگان سخنرانى هاى اين گروه افزوده مى شد. در ميان اعضاى انجمن، سيدجمال و ملك المتكلمين سرآمد بودند و منابر ايشان شنونده بيشترى به خود جلب مى كرد.
ادامه نوشته

لسان الحكماء

 

دكتر يحيى ميرزا شمس ملقب به لسان الحكما فرزند عبدالحسين شمس ملك آرا ملقب به شمس الشعرا در سال ۱۲۱۵ ه.ش در شهر همدان متولد شد. وى پرآوازه ترين چشم پزشك سال هاى قبل و بعد از انقلاب مشروطيت است. او در سال ۱۲۶۵ ه.ش وارد مدرسه دارالفنون شد و پس از گذراندن تحصيلات مقدماتى به فراگيرى طب پرداخت. در دوران تحصيل وى طب جديد را دكتر آلبو و طب قديم را سلطان الحكما نائينى آموزش مى دادند. همچنين مديريت كلاس طب اروپايى پس از دكتر آلبو به دكتر بازيل محول شد كه شاهزاده يحيى ميرزا مدرك ديپلم و جواز طبابت را از ايشان دريافت كرد و به طبابت مشغول شد. پيشرفت علمى دكتر يحيى ميرزا به حدى بود كه به دربار راه يافته و از آن پس ناصرالدين شاه وى را لسان الحكما لقب داد. دكتر لسان الحكما در كتاب بصائرالعيون مى گويد: پس از تاسيس دارالفنون در سال (۱۲۶۸ ه.ق) (۱۲۳۰ ه.ش) اميد بود كه براى فن كحالى نيز مانند ساير شعب كرسى قرار داده شود. اما متاسفانه از اين امر در ابتداى فعاليت دارالفنون چشم پوشى شد. حتى در سنوات بعدى اساتيد اروپايى كه براى تدريس در ايران اقامت مى گزيدند در اين زمينه پيشنهادى ارائه نكردند لذا دانشجويان رشته طب جز پاره اى از امراض ظاهرى طبقات چشم آموزش ديگرى نمى ديدند.
• فعاليت هاى پروفسور گالزفسكى

ادامه نوشته

آية الله العظمى ملا على معصومى همدانى

آية الله العظمى ملا على معصومى همدانى

(متولد 1312-متوفى 1398 ه.ق)

آقای علی عقیقی بخشایشی در کتاب فقهای نامدار شیعه نوشته است.

عالم ربانى و فقيه همدانى،استادنا الاعظم،آية الله العظمى مرحوم آخوند ملاعلى بن ابراهيم معصومى همدانى(قدس سره الشريف)يكى از فقهاى نامدار و فرزانه‏و يكى از فرزانگان فقيه در قرن چهاردهم هجرى قمرى مى‏باشد.

او همانند همدوره‏هاى معاصر خويش يكى از تربيت‏يافتگان مكتب پربار وحوزه متبرك آية الله العظمى حائرى و يكى از نخستين فارغ التحصيلان آن حوزه‏مقدسه به شمار مى‏آيد او در زهد و تقوى و در تواضع و اخلاص و در ادب و اخلاق‏آيتى از آيات درخشان و اسوه و قدوه‏ى اهل علم و كمال و پيشواى اهل يقين و معرفت‏به شمار مى‏رفت.

ولادت:

او در سال ۱۳۱۲ ه.ق در يكى از قراء همدان به نام‏«وفس‏»در دامنه تپه‏هاى زيباو سرسبز سردرود چشم به جهان گشود و در آن طبيعت صاف و ساده صبغه طبيعت وجلاء و زيبائى و صفاى آن را به خود گرفت و از همان اوان ولادت،آثار نبوغ و استعداددر چهره‏اش نمايان گرديد پدرش مرحوم مشهدى ابراهيم معصومى يك كشاورز ساده‏و معمولى ولى اهل ايمان و تقوى و مذهب بود از اين‏رو او را بعنوان تحصيل علوم‏شرعى و اخذ تربيت اسلامى پيش يكى از علماى متقى و پرهيزكار محل،مرحوم آخوندملا محمد تقى ثابتى(ره)سپرد.او تحصيلات مقدماتى و مبادى علوم را پيش او تلمذنمود و پس از طى آن مراحل بعنوان تعقيب تحصيلات خويش در اوائل نوجوانى عازم همدان شد و نزد اساتيد و علماى بزرگ آنروز همدان، به يادگيرى نحو و منطق و معانى‏و بيان و علم اصول فقه پرداخت و سپس براى تكميل مراتب علمى و مدارج كلام وفلسفه و علوم متعاليه و رياضيات و هيئت‏به حوزه علميه تهران كه در آن زمان جزوغنى‏ترين مراكز حوزوى به شمار مى‏رفت، رهسپار گرديد و در آنجا حدود پنج‏سال ازمحضر اساتيد فن،به ويژه حكيم و عارف هيدجى و مرحوم شيخ عبد النبى نورى به‏تلمذ پرداخت و تحت تربيت روحى حكيم هيدجى قرار گرفت،طورى كه بعدها از اين‏حكيم فراوان ياد مى‏نمود.

ادامه نوشته

دکتر شرف‌الدين خراسانی

دکتر شرف الدين خراسانی
دکتر شرف الدين خراسانی - عکس از سايت روزنامه شرق
 

دکتر شرف‌الدين خراسانی متخلص به شرف

او استاد فلسفه در دانشگاه ملی (۱۳۶۴–۱۳۴۳)، نويسنده و ويراستار و مدير گروه فلسفه در مرکز دايرة‌المعارف بزرگ اسلامی و شاعر و اديب بود.

زندگانی

شرف‌الدين خراسانی در ۱۲ اسفند ۱۳۰۶ در خانواده‌ای روحانی در شهر همدان متولد شد. پدرش آية‌الله خراسانی اصلاً خراسانی بود و در آن هنگام در شهر همدان در تبعيد به سر می‌برد. دوران کودکی شرف با تبعيدهای پدر سپری شد و او در ابتدای نوجوانی، در هنگامی که دانش‌آموز دبستان بود، دوسالی را هم به همراه پدر در نجف اشرف به سر برد.

 

 پس از انقلاب فرهنگی (۱۳۵۹)، دکتر شرف اجازه‌ی تدريس در دانشگاه نيافت و در سال ۱۳۶۴ بازنشسته شد. از اين سال به بعد فعاليت فرهنگی خود را در مرکز دايرة‌المعارف اسلامی پی‌گرفت و مقالات بلندی در حوزه‌های فلسفه و عرفان و ادب اسلامی نوشت.

 

دکتر شرف، مانند بسياری از روشنفکران عصر خودش، به تحولات اجتماعی و سياسی علاقه‌مند بود و از همين رو به انديشه‌های مارکسيستی گرايش يافت و پس از وقايع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ چندسالی را نيز در زندان به سر برد.

دکتر شرف در سالهای آغازين دهه‌ی ۶۰ ميلادی دکترای خود را در فلسفه از دانشگاه کمبريج گرفت و در همان سالها با زنی آلمانی ازدواج کرد که ثمره‌ی آن پسری به نام «آرتا» بود. دکتر شرف به زبانهای عربی و انگليسی و آلمانی و فرانسوی و يونانی تسلط داشت و در حوزه‌هايی مانند فلسفه‌ی يونانی و ايده‌آليسم آلمانی و مارکسيسم و نئومارکسيسم صاحبنظر بود و علاوه بر اينها به شعر و ادبيات نيز عشق می‌ورزيد و در اين زمينه‌ها نيز آثاری از خود به جا گذاشت.

ادامه نوشته

مير سيدعلي همداني

مير سيدعلي همداني (متوفي 786 هجري)

 

حضرت سيد علي همداني از علويان همدان ايران بوده. ولاديت آنحضرت در 12 رجب المرجب بسال 714 هجري اتفاق افتاد. سيد شهاب الدين پدرش از اولاد امام  زين العابدين و والي همدان بوده است. سيد علي همداني تحصيلات ابتدائي را از سيد علاءالدوله سمناني (659 – 736 هجري) دائي خود فراگرفت و در دوازده سالگي سيد سمناني خواهرزاده  خويش را به شيخ ابوالبركات تقي  الدين علي دوستي مريد خود سپرد. سيدعلي همداني بعد از روزي چند در خدمت شيخ محمود مزدقاني حاضر شد و براي تهذيب نفس شروع به رياضت كرد او بعد از شش سال بار ديگر در محضر علي دوستي حضور بهم رسانيد.

ادامه نوشته

ابوالقاسم  عارف قزوينی

 

ابوالقاسم  عارف قزوينی  ( 1259-1312) 

                  اشاره : عارف قزوینی هر چند همدانی نیست ، اما از آنجا که در همدان بدرود حیات گفته و در جوار بوعلی سینا آرمیده است ، بی مناسبت نیست که به فرازهایی از زندگی وی اشاره شود. 

کودکی ونوجوانی ( 1259-78) :

 آغاز تحصيلات  مکتب خانه ای  .  فراگيری خواندن ونوشتن  فارسی  ، مقدمات عربی وصرف ونحو .  تعليم خط نزد سه استاد از اساتيد فن در قزوين  .  تعليم موسيقی وآواز نزد حاج سيد صادق  خرازی  .  مشق روضه خوانی  نزد  ميرزا حسين واعظ  ،  پا منبری ونوحه خوانی  در مجالس  که اغلب مرثيه هايش  را خود می سازد .  رسما" معمم می شود  وپدرش او را  وصی خود  قرا ر می دهد  .  مرگ پدر  ، قطع رابطه با خانواده  وآغاز يک زندگی بی بند وبار  .   اولين  تصنيف زندگی خود را برای دختری  ارمنی  می سازد  . " ديدم صنمی " .

 

ادامه نوشته

تجلى سرخ يك اراده  

تجلى سرخ يك اراده
حميد تاجدرزيان
هنگامى كه در كربلاى چهار در آن طرف اروند عراقيها ما را كه دو، سه نفر بيشتر نبوديم و در آن محور آخرين افرادى بوديم كه به اسارت درمى آمديم به كنارى هدايت كردند و اسلحه شان را به روى مان نشانه گرفتند، بدون اينكه دلهره اى داشته باشيم تنها ياد حضرت زهرا (س) در خاطرمان تلألؤ مى كرد. ما منتظر بوديم كه يك باره صداى مرگ بر صدام و درود بر خمينى بسيجى عاشق على اكبر قاسمى كه در پهلوى من ايستاده بود سكوت مرگبارى را كه عراقيها حاكم كرده بودند در هم شكند. شجاعت و جسارت اين بزرگوار در طول شش ماه اسارتش به كرات موجب دلگرمى همرزمان بود، او كه براى چندمين بار به عنوان بسيجى در جبهه شركت مى كرد يك خياط متولد ۱۳۳۲ از روستاى وركانه شهرستان همدان بود.
ادامه نوشته

كاشف غار عليصدر درگذشت

فريدون اسماعيل زاده درگذشت



 بايد از كوه هاى زاگرس پرسيد، مردى را به ياد داريد كه تنهايى تمام قله هاى دنا را درنورديد. بايد جوپار، بحر آسمان و لاله زار را به شهادت طلبيد براى صبورى و استقامت كوهنوردى كه با سرسختى و داشتن حداقل ها تمام قله هاى ايران را فتح كرد. بايد از گون هاى دامنه هاى تفتان پرسيد، آيا مردى را به ياد داريد كه وقتى در سرماى شب كوير به كنجى پناه برده بود، با احترام به آنها نگاه  كرد و براى آتش زدن گون ها را نكند.

دو برار، چهل چشمه، دال خانى، آزادكوه، اشترانكوه، شيركوه،  دايم برف، علم كوه، كلاغ لان،گل گل، آتش كوه، تفتان، درفك و ده ها قله ايران بارها و بارها شاهد مردى بوده اند كه از فتح شان به دوستى با آنها رسيد و سپس تصميم گرفت كه اطلاعاتش از سراسر اين سرزمين بزرگ را در كتابى جمع آورى كند و در اختيار علاقه مندان قرار دهد.

ادامه نوشته

شهید مفتح

 

شهيد دكتر محمد مفتح

 روحانى فرزانه و عالم متعهد مرحوم حاج شيخ محمود مفتح از واعظان مشهور همدان بود در نهايت اخلاص و صداقت روزگار مى گذراند و چون وى در ادبيات عرب و فارسى تبحر داشت، اشعار زيادى در مدح و منقبت و رثاى اهل بيت سروده كه ضمن زيبايى هاى لفظى از مضامين عالى و تاريخ صحيح ائمه و احاديث معتبر سرچشمه گرفته بود. وى علاوه بر سخنورى و وعظ در حوزه علميه همدان به تدريس مشغول بود. در سال 1307 ش. در خانه چنين اديب فاضل و وارسته فرزندى ديده به جهان گشود، كه او را محمد ناميدند. دانش طلبى در سايه معنويت و تربيت و در پرتو فضيلت از همان دوران صباوت، حلاوت جان اين كودك گرديد. او روى آوردن به علم و آراسته گرديده به صفاتى پسنديده را از پرى عالم و مادرى نيكو سرشت در كلاس با صفاى خانواده آموخت، از هفت سالگى پايش به مدرسه گشوده شد و در زمينه ادبيات از پدر اديب و شاعر خويش بهره مند گرديد.

ادامه نوشته

محمدرضا يوسفى

 
محمدرضا يوسفى متولد ۱۳۳۲ همدان در رشته تاريخ فارغ التحصيل شده است.او درحيطه داستان كوتاه و رمان نوجوانان و رمان براى بزرگسالان قلم مى زند و دركارنامه اش نزديك به صد وپنجاه كتاب چاپ شده دارد.
«دختران خورشيدى» و «قصه هاى آينده»، «ستاره اى به نام غول»، «دختران هفت آرزو» و «درس انار» عناوين بخشى از آثار داستانى وی است
.
او به كارنمايشنامه نويسى و فيلمنامه نويسى هم مى پردازد. رمان هاى «كوروش» و «خانه ابرى» و مجموعه داستان «سرخ مثل آتش» و كتاب تئورى داستان نويسى «كارگاه داستان» ازنوشته های اوست.

دكتر يوسف فضايى

دكتر يوسف فضايى

178593.jpg

وى متولد ۱۳۱۴ بهار همدان است ودكتراى اديان و عرفان را از دانشكده الهيات دانشگاه تهران گرفته و سال ها به كار تدريس مشغول بوده و هم اكنون عضو هيأت علمى دانشگاه آزاد است. كتاب «تاريخ عقايد و مذاهب شيعه»  كه ترجمه المقالات والفرق اثر سعدبن عبدالله ابى خلف اشعرى قمى است از آثار اوست.«تاريخ مختصر زبان هاى سامى»، «پيدايش انسان و آغاز شهرنشينى» و «بنيان هاى اجتماعى دين» و «مناظرات فخرالدين رازى»، «سير تكاملى تاريخ قرآن و تفسير» و... عناوين بخشى دیگر از تأليفات وترجمه هاى دكتر يوسف فضايى است كه در سال هاى مختلف به بازار آمده است.

عليرضا ذکاوتی قراگزلو

 
029067.jpg 
عليرضا ذکاوتی قراگزلو
او متولد ۱۳۲۴ همدان است، در دو دهه پس از انقلاب نقدهاي بسياري بر آثار كلاسيك ايران نوشته، تحقيق و ترجمه كرده و كتابهايي چون «عرفانيات»، ترجمه «تمدن اسلامي در قرن چهارم و پنجم» از آثار اوست. از سلسله آثار «بنيانگذاران فلسفه امروز» كه طرح نو مجري و ناشر آن است، كتاب «ابو حيان توحيدي» را پيش از اين منتشر كرده و «جاحظ» را پس از آن به بازار فرستاده است. «تلبيس ابليس» و ترجمه «تشيع وتصوف» اثر معروف مصطفي الشيبي از ديگر فعاليتهاي قلمي اوست.

دكتر محمود متين

228006.jpg

دكتر«محمود متين»، بنيانگذار رشته مامايى در ايران  

- متولد سال ۱۳۰۸ همدان
- فارغ التحصيل رشته پزشكى از دانشگاه تهران  
- اولين متخصص بيمارى هاى زنان و زايمان از دانشگاه تهران
- اولين متخصص ايرانى بيمارى هاى زنان و زايمان از آمريكا
- بنيانگذار بيمارستان آموزشى «ايران»
- ۴۰ سال تدريس پزشكى زنان و مامايى و تربيت هزاران پزشك و ماما و متخصص
- استاد دانشگاه شهيد بهشتى
- عضو فرهنگستان علوم
- دبير جامعه پزشكى زنان ايران
- مؤسس انجمن متخصصان زنان و زايمان
- مجرى طرح كنترل جمعيت سازمان بهداشت جهانى در ايران
- صاحب تأليف ها و ترجمه هاى متعدد در حوزه پزشكى زنان و زايمان
- شركت در سمينارهاى مختلف و متعدد پزشكى و بهداشت خانواده و...
 يكى از رشته هاى شاخص علم پزشكى كه از ديدگاه آن «درد» و «درمان» تقريباً به يك معناست و همه ما چه در آغاز و چه در ادامه و چه در انجام زندگى با آن به نوعى برخورد داريم، تخصص واگير زنان و زايمان و مامايى است. در همين رشته حساس هم هست كه هستى و نيستى، بود و نبود، شد و نشد، عدم و وجود، تولد و مرگ و ثنويت هاى ديگرى از اين دست به شكل ملموس و شايد فراتر و شايد فروتر از انگارش فكرى و فلسفى مطرح مى شوند. اين رشته به صورت آكادميك و امروزى، شايد در ايران خيلى سابقه نداشته باشد و «تحويل» آن از دنياى طب سنتى و بومى به طب دانشگاهى و غربى، به سال هاى خيلى دورى بازنگردد. اين سال هاى دور را به طور مشخص، شايد در شناسنامه علمى دكتر «محمود متين»، كه به عبارتى پدر علم مامايى در ايران به حساب مى آيد، ديد و پيدا كرد. پزشك حاذقى كه تأثير حضور او را نه فقط در به دنيا آوردن كودكان، كه در تولد تك تك اعضاى جامعه پزشكى مربوط به اين رشته خاص نيز ببينيم و بيابيم. اين را حدود ۵ هزار پزشك زنانى به ما مى گويد كه طى چند دهه گذشته به گونه اى مستقيم و غيرمستقيم مرهون و مديون علم آموزى متين بوده اند و مسؤول به دنيا آوردن بخش بزرگى از كودكان اين جامعه. 

 
ادامه نوشته

دكتر مهدى طالب

233580.jpg

 
- مهدى طالب، جامعه شناس و استاد دانشگاه، متولد ۱۳۲۴ نهاوند.
- اخذ مدرك ديپلم رياضى در سال ۱۳۴۳.
- اخذ مدرك ليسانس علوم اجتماعى از مؤسسه تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران، ۱۳۴۷.
- اخذ مدرك فوق ليسانس روستاشناسى از دانشگاه دانيل فوشه فرانسه.
- اخذ مدرك فوق ليسانس جامعه شناسى از دانشگاه ميرال فرانسه.
- اخذ مدرك دكتراى جامعه شناسى با گرايش روستايى از دانشگاه ميرال فرانسه.
- استاديار دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران، ۱۳۵۷.
- دانشيار دانشگاه تهران
- استاد دانشگاه تهران
- عضو هيأت علمى دانشكده كشاورزى همدان از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۳.
- عضو شوراى عالى الگوى مصرف كشور، عضو هيأت امناى پژوهشكده سوانح طبيعى ايران، عضو شوراى مشورتى مشاركتى روستاييان در بهره بردارى از منابع آب.
- معاون آموزشى دانشكده علوم از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ و از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۰.
 
- مدير گروه آموزشى تعاون رفاه اجتماعى در ۸ دوره و به مدت ۱۶ سال.
- رئيس مؤسسه تحقيقات تعاونى در سالهاى ۷۷-۱۳۷۶.
- مشاور اجتماعى وزير مسكن و شهرسازى در سالهاى ۷۶-۱۳۷۲.
تأليف مقالات علمى متعدد و تأليف كتاب هاى:
۱- كتاب تأمين اجتماعى، ۲- كتاب مديريت روستايى در ايران، ۳- روش تحقيق در علوم اجتماعى، ۴- چگونگى انجام مطالعات اجتماعى، ۵- جامعه شناسى اعتبارات روستايى در ايران، ۶- اصول و انديشه هاى تعاونى، ۷- شيوه هاى علمى مطالعات اجتماعى، ۸- جامعه شناسى روستايى با تكيه بر ابعاد توسعه و تغييرات اجتماعى.
جامعه شناسى واقعگرا و عملگرا است. جامعه شناسى و جامعه شناس نبايد به يك حزب يا گروه سياسى تعلق خاطر داشته باشد، بلكه اين تعلق بايد به جامعه باشد.
ادامه نوشته

دكتر پرويز پيران

233283.jpg

- پرويز پيران، جامعه شناس، متولد ۱۳۲۹ همدان.
- اخذ مدرك ليسانس جامعه شناسى از دانشگاه ملى (شهيد بهشتى فعلى)، ۱۳۵۳.
- اخذ مدرك فوق ليسانس جامعه شناسى از دانشگاه ايالتى مورهد آمريكا، ۱۳۵۴.
- اخذ مدرك دكتراى جامعه شناسى از دانشگاه كانزاس آمريكا.
- تدريس در دانشگاه كانزاس آمريكا.
- استاديار دانشگاه علامه طباطبايى از سال ۱۳۵۷ تاكنون.
- مشاور ارشد سازمان ملل متحد از سال ۱۹۹۹ تاكنون.
- عضو هيأت علمى آكادمى سوئيس براى توسعه از سال ۲۰۰۳ تاكنون.
- واضع نظريه هاى: ۱- راهبرد و سياست سرزمينى جامعه ايران، ۲- امتناع جامعه ايران از مشاركت، ۳- مقياس شهرى و مقياس ابنيه منفرد.
- ارائه دهنده طرح هاى: ۱- شهردار مدرسه، ۲- شورايارى، ۳- محله پاك، ۴- سبزخواهان ايران، ۵- شهروندمدارى.
- مدير پروژه كنفرانس جهانى بازسازى بم و طرح توسعه ناحيه محور بم.
- تأليف سه كتاب تخصصى به زبان انگليسى و انتشار آن توسط سازمان ملل متحد، تأليف كتاب فقر در ايران (مشترك)، ترجمه كتاب شهرنشينى در خاورميانه (مشترك)،
 
تأليف كتاب جنبشهاى اجتماعى (زير چاپ) و تأليف و نشر مقالات متعدد به زبان فارسى و انگليسى در نشريات داخلى و بين المللى.
- عضو هيأت مشاوران علمى فصلنامه «كودكان، جوانان و محيط زيست» دانشگاه كلرادو ايالات متحده آمريكا. و عضو هيأت مشاوران پنج مجله داخلى «رفاه اجتماعى»، «علوم محيطى»، «مديريت شهرى» و «اطلاعات سياسى - اقتصادى».
 يكى از جامعه شناسان برجسته كشور است كه خود را صرفاً در چارچوب تحقيق و تئورى پردازى محدود نمى كند. او علاوه بر اينكه در عرصه تحقيق، تدريس و نظريه پردازى فعاليت مؤثر دارد و نظريه هايى همچون نظريه «راهبرد و سياست سرزمين جامعه ايران» را عرضه كرده ولى در عين حال در عرصه هاى غيرنظرى و يا عملكردى نيز توانمندى هاى خود را بروز داده و چند طرح مانند طرح شهردار مدرسه را ارائه داده و مطابق گزارش يونسكو، اين طرح به عنوان يكى از تجربه هاى موفق آموزش شهروندى شناخته شده است و او كسى نيست جز دكتر پرويز پيران.
ادامه نوشته