قيام سي ام مهر ماه 1357دانش آموزان ودانشجويان همدان عليه رژيم شاه

  ابوالفتح مؤمن   
پيروزي انقلاب اسلامي حاصل چندين دهه مبارزه ي روحانيون، مردم، فرهنگيان دانشگاهيان و... بود كه هر يك از اين اقشار و طيفها به نوبه خود سهم بسزايي داشتند . در اين ميان دانش آموزان، دانشجويان و دانشگاهيان نيز نقش مؤثري داشته و با حضور فعال در تمام صحنه هاي مبارزه عليه رژيم پهلوي يكي از نيروهاي شاخص در توزيع اعلاميه، شعار نويسي و بر پا كردن تظاهرات بودند. دانشگاهيان و فرهنگيان همدان نيز همچون ديگر همكاران خود در اين مبارزات سهيم بودند، از جمله ميتوان به مبارزات دكتر عزتالله رادمنش، دكتر سيدكاظم اكرمي، حسن مشتاقي، علي آقا محمدي، محمود آزاديان، محمد صالح مدرسه اي و ... اشاره كرده از دانش آموزان و دانشجوياني كه در اين راه مبارزه كردند و توسط ساواك به شهادت رسيدند بايد از؛ جلال سنائي، اكبر غياثوند حاجي آبادي، علي رضا لاجيني، از دانشجويان؛ سيد رضا ديباج، مصطفي بهرامي، محمد حسن حقگويان ياد كرد
    با شروع سال تحصيلي در مهر ماه 1357 سير مبارزاتي دانش آموزان و دانشجويان وارد مرحله جديدي شد و رژيم را دچار سردرگمي عجيبي نمود. يكي از تظاهرات و درگيرهاي گسترده، تظاهرات و راهپيمايي سي ام مهر ماه دانشجويان و دانش آموزان همدان بود كه سازماندهي اين تظاهرات در مدارس سطح شهر و مدرسه ي جامع دانشگاه بوعلي سيناي همدان انجام مي شد. 
 
 
ادامه نوشته

کلیمیان همدان

 برخي از كليميان همدان خود را از سبط شيمعون (از فرزندان حضرت يعقوب) و بعضي ديگر خود را از نسل حضرت داوود مي دانند. همدان در زمان پادشاهان پارسي و هخامنشي همواره شهر ييلاقي آنها بود و به همين علت يكي از پر جمعيت ترين مراكز يهودي نشين ايران بوده است.

در مورد تعداد يهوديان همدان آنچه كه از قرائن بر مي آيد اين است كه كليميان همدان بايد تعدادشان قابل ملاحظه بوده باشد به طوري كه از يكصد سال پيش به اين طرف بازار همدان به نام بازار كليميان همدان نام گذاري شده بود. جمعيت يهوديان همدان درقرن معاصر حداكثر به 10000 نفر رسيده (بنابر روايات مختلف) و در دو دهه اخير حداكثر به 2500 نفر رسيد كه درحال حاضر كمتر از 100 نفر در اين شهر ساكن هستند.

شغل و حرفه كليمياني كه به ايران وارد شده بودند ابتدا كشاورزي و گله داري بوده است و بعدها با توجه به تغييرات اجتماعي ايران، به طرف حرفه هاي ديگر مانند پيشه هاي قماش فروشي، عطاري و در قرون بعدي به طرف شغل اداري و پزشكي و ساير مشاغلي علمي گرايش پيدا نمودند...ادامه

احوال و افکار مانی

 سیری کوتاه در احوال و افکار مانی



آن گونه که پیداست مانی رسالتی جهانی را برای خود ترسیم کرده. به همین جهت آثار خود را با دیگران تطبیق می داده، شباهت بی چون و چرای عقاید او با دیگر مذاهب و ادیان از بودای هندیان تا زردشت ایرانی و سپس عیسویت موید این نکته است که مانی هوشمندانه به خواست مردم حرکت کرده و به زبان آنان سخن گفته.
« در هر زمانی انبیا حکمت و حقیقت را از جانب خداوند به مردم عرضه کرده اند؛ گاهی در هند به وسیله پیامبری به نام بودا و گاهی در ایران به واسطه ی زردشت و گاهی در مغرب زمین به وسیله عیسی و عاقبت من که مانی پیامبر خدای حق هستم و مامور نشر حقایق در سرزمین بابل گشته ام » (۱)

***
مانی همچون بودا از خانواده ای اشرافی بود و وابسته به طبقه نجبای ایرانی. در هنگام تولد مانی هنوز اشکانیان بر ایران حاکم بودند و « فاتک » پدر مانی و همچنین تمام خانواده مادرش همگی منسوب به آنها. فاتک از اهالی همدان بود که بعدها به دلایل نامعلومی به بابل مهاجرت کرد و در قریه ای در مرکز میشان ساکن شدند. در آنجا آنان با طایفه ای به نام مغتسله که در نواحی بین دجله و فرات زندگی می کردند مسکن گزیدند. مانی نیز در همین مکان به سال ۲۱۵ یا ۲۱۶ م. متولد شد.

ادامه نوشته

تاريخ و تبار در استان همدان

تاريخ و تبار در استان همدان                                                  

 

کاسی‌ها:

نخست بايد بدانيم که کاسيان شاخه‌ای از نژاد آريایی هستند که دوهزار سال (2000 ق.م) از شمال قفقازيه و از طريق آذربايجان به دامنه‌های زاگرس و شهرستان‌های غربی مهاجرت نمودند ولی در ابتدای امر در نواحی دریاي مازنداران سکونت کردند به‌گونه‌ای که نام خود را بر اين دريا نهادند، با نام (دريای کاسپين،Caspian). در تأييد اين نوشتار استرابون «Strabon» مورخ يوناني، نيز نقل کرده که اقوام کاسووا در ابتدای مهاجرت خود در کنار دريای مازندران سکونت نمودند و نام خود را بر اين دريا دادند. و اين دريا نيز در اوستا به ‌دو نام موسوم شده يکی فراخکرت«Frakhkeret» و ديگری درياي ووروکاش«Vouru-Kasha»می‌باشد، دارمستتر در توضيح از اين لفظ معتقد شده که «وورو» مخفف «فراخ» است و هر دو در پهلوی و فارسی از يک ريشه می‌باشند. بنابراي واژه‌ی «ووروکاش» به‌معنی درياي فراخ و بزرگ کاشی و دريای کاسپين می‌باشد. واژه‌ی کاشی در کتيبه‌های بابلی به گونه‌ی کاسی يا کاسپی آمده و اقوام کاشی در زمان مهاجرت خود بتدريج در شهرهای قزوين و کاشان نيز سکونت نمودند و نام خود را به اين دوشهرداده‌اند تا به همدان و قسمت‌های جنوبی آن يعنی لرستان يعنی محل اصلی آن‌ها می‌رسيم. زيرا آشوريان باستان به شهرهای قوم کاسی، عنوان «کارکاشی» داده بودند، که «کار» به معنی «قرارگاه» يا منزلگاه و «کاشی» نام قوم «کاسی» است. (دکترموسی جوان،تاريخ اجتماعی ايران باستان، برگ112،113)

آشورشناسان و مادشناسان، جملگی اين کارکاشی(شهرکاسيان) را منطقه‌ی کنونی همدان دانسته‌اند.

پرفسور گيرشمن، باستان‌شناس نامی فرانسوی، معتقد است که نام پيشين هگمتانه «اکسايا» يعنی شهر کاسی‌ها بوده است.

 

ادامه نوشته

کتابی درباره کودتای پایگاه هوایی شهید نوژه

كودتاي شب

نوشته: سرابندي، محمدرضا

ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی

تاریخ انتشار: ارديبهشت 1383

تعداد صفحات: 138

قيمت: 6000 ريال

قطع: پالتويي

نوبت چاپ: اول

معرفی کتاب: وقوع انقلاب اسلامى در ايران، تحولات متفاوت و گسترده‏اى را در منطقه‏ى خاورميانه و حتى در سطح جهانى به دنبال داشت. يكى از ويژگى‏هاى انقلاب اسلامى، تهديد منافع نامشروع و فرا منطقه‏اى قدرت‏هاى استكبارى از جمله آمريكا و متحدان منطقه‏اى آن (مانند رژيم بعث عراق، شيخ نشين‏هاى حاشيه‏ى خليج فارس و...) بود و از همين رو از فرداى پيروزى انقلاب، حركت‏ها و توطئه‏هاى گوناگونى، با هدف از ميان بردن يا انحراف انقلاب اسلامى طراحى شد كه در پرتو عنايات حق تعالى و به بركت رهبرى الهى حضرت امام و هوشيارى مردم مسلمان ايران، بيشتر اين تحركات، با شكست روبه‏رو شد.
طرح كودتاى نظامى كه پايگاه هوايى شهيد نوژه‏ى همدان از مراكز اصلى آن به شمار مى‏آمد يكى از تلاش‏هايى بود كه سازمان سيا، نظام بعث عراق، كشورهاى حاشيه‏ى جنوبى خليج فارس و تعدادى از نظاميان مخالف با انقلاب اسلامى، به صورت مشترك طراحى كردند و اين طرح، پيش از دست‏يابى به هر گونه هدفى كشف و خنثى شد. در اين اثر، كوشش بر اين است تا با معرفى اجمالى اين كودتا، به دلايل و زمينه‏هاى وقوع و شكست آن بپردازد.

کتاب خاطرات آیت الله صابری همدانی نماینده استان همدان در مجلس خبرگان منتشر شد

خاطرات آيت الله احمد صابري همداني

ناشر :مرکز اسناد انقلاب اسلامی

تاليف: صادقي، سيد مصطفي

تاریخ انتشار: فروردين 1384

تعداد صفحات: 340

قيمت: 20000 ريال

قطع: وزيري

نوبت چاپ: اول

شمارگان: 3000

معرفی کتاب: آيت‏اللَّه صابرى همدانى از روحانيونى است كه در طول زندگى فقهى و سياسى خود، ضمن پرداختن به فعاليت‏هاى علمى و حوزوى، از فعاليت‏هاى تبليغى داخلى و خارجى نيز، غافل نبود. ايشان متولد سال 1302 شمسى در همدان است. پس از ورود به حوزه‏ى علميه‏ى قم در دروس حضرات آيات: بروجردى، امام خمينى، محقق داماد، گلپايگانى، حجت و سيد احمد خوانسارى حاضر شد. استفاده‏ى طولانى از محضر آيت‏اللَّه گلپايگانى از امتيازات آقاى صابرى همدانى است كه يكى از نتايج اين حضور مستمر انتشار تقريرات درس آيت‏اللَّه گلپايگانى در سال 1383 قمرى است. يكى از اين تقريرات كتاب الهداية الى من له الولاية نام دارد، كه در آن به بحث ولايت فقيه مى‏پردازد كه در نوع خود اثرى ممتاز محسوب مى‏شود. از ديدگاه آقاى صابرى، آيت‏اللَّه گلپايگانى به ولايت مطلقه‏ى فقيه معتقد بوده است.
يكى ديگر از ويژگى‏هاى بارز آقاى صابرى همدانى حضور تبليغى در كشورها و مجامع مختلف جهت وعظ و ارشاد بوده است. زمانى كه حضرت امام به تركيه تبعيد شدند، ايشان در حال انجام وظيفه‏ى تبليغى در تركيه بوده است. خاطرات شنيدنى از سفرهاى تبليغى و برخورد با گروه‏ها و فرقه‏هاى مختلف اعم از لائيك و دينى در اين كتاب بيان شده است.
آن‏چه كه پيش روى شماست متن خاطرات آيت‏اللَّه احمد صابرى همدانى است كه در مركز اسناد انقلاب اسلام قم ضبط، و در چهار فصل تدوين گرديده است.
فصل اول؛ شامل زندگى و تحصيلات و بيان اوضاع سياسى، اجتماعى همدان و ورود ايشان به حوزه‏ى علميه‏ى قم و استفاده از محضر بزرگان حوزه است.
در فصل دوم؛ به وضعيت حوزه‏ى علميه‏ى قم و مرجعيت مى‏پردازد.
فصل سوم؛ به تحليل شخصيت حضرت امام در دو عرصه‏ى اجتهاد و مبارزه اختصاص دارد.
فصل چهارم؛ كه فصل پايانى كتاب است به سفرهاى تبليغى خارج از كشور پرداخته و تأثيرات تشريح ديدگاه‏هاى شيعى در بين ديگر ملل تحليل شده است.

قرآن كوچك آغشته به خون

 
اشاره :
دكتر سيد كاظم اكرمي از چهره هاي آشناي دوران مبارزه عليه نظام طاغوت است. دكتر اكرمي وزير آموزش و پرورش در كابينه مهندس موسوي، نماينده خبرگان قانون اساسي، نماينده مجلس شوراي اسلامي در دوره اول و رئيس دانشگاه تربيت معلم بوده است. وي در گفتگویی  به ذكر خاطرات خود از آن ايام و همكاري با شهداي بزرگوار رجايي و باهنر پرداخته است. اين گفتگو در پي مي آيد:
بنده از سال 47 . 46 با دكتر باهنر آشنا شدم. در دانشسراي عالي دوره فوق ليسانس تحصيل مي كردم و روبه روي دانشسرا در خيابان مفتح فعلي ساختماني بود كه مرحوم دكتر باهنر آنجا در بخش مربوط به كتابهاي درسي تدريس مي كرد. در دانشسرا هر هفته انجمن اسلامي جلسه اي داشت و بعضي جلسات من سخنراني مي كردم.

ادامه نوشته