تاريخ و تبار در استان همدان
مادها :
مادها، گروهی از اقوام آريايی، که از جنوب سيبری به سمت فلات ايران حرکت کرده و در غرب ايران ساکن شدند. عواملی مانند: رشد اجتماعی و فرهنگی، تماس با گروههای بومی ساکن فلات ايران، وجود همسايگانی قدرتمند و احساس نيازهای تازه سياسی و اجتماعی، آنها را وادار به همبستگی و اتحاد و تشکيل حکومتی مقتدر نمود، بهگونهای که قویترين قوم آن روزگار يعنی آشوریها را، برای هميشه از برگ روزگار محو کردند.
امروزه بیشتر باستانشناسان، تپهی باستانی هگمتانه، واقع در ميان شهر همدان کنونی را، که پهناورترين تپهی باستانی ايران است، بقايای همان بنای دوران کاسی، مادی، هخامنشی و بعد از آن میدانند.اين تپهی بیضی شکل و با مساحت 30 هکتار است.
«هگمتانه» يا «هنگمتانه» که بهزبان پارسی قديم به معنی مکان تجمع بوده و ترکيبی از«هنگ» بهمعنی«جا» و «متانه» به معنی «تجمع»است. اين واژه در زبان يونانی، به شکل «اکباتانا» درآمده است و در کتيبههای عيلامی به شکل «آگماتانو» آمده است. برخی نيز براين باورند که: «اَمَدانه» يا «آمادای» که در کتيبهی پيلسر پادشاه آشور آمده، به اين مکان گفته میشده. هگمتانه در زبان ارمنی «اهمتان» و در زبان سريانی و پهلوی «اَهَمدان» در گويش نويسندگان عرب«هَمَدان» گفته شده است.(کتاب سيمای گردشگری استان همدان، تأليف سيدابوالحسن فاطمی، برگ61-62-63)
نام همدان برای نخستين بار در سال 1100 ق.م در کتيبهی تيگلات پليسر نخست، شاه آشور بهچشم میخورد که آنرا «امدانه» يا «همدانا» ياد کرده است، ولی در کتيبههای عهد هخامنشی آن را «هگمتان» و در کتاب هرودوت يونانی «اکباتان» میخوانيم.(زرين قلم، علی.همدان يادگار قرون و اعصار، مجلهی تلاش، سال12، شمارهی 70، خرداد ماه 1356، برگ 53)
«تنها شهر مهم اين ناحيه بدون شک همدان و اکباتان (هنگمتانهی؟) باستانی، پايتخت
مادهاست که هرودوت آن را دیده و در کتيبههای ميخی اکباتانه است.»
(دومرگان،ژاگ.هيئت علمی فرانسه در ايران، جلد دوم،برگ 131)
«اما محقق اين است که بنای همدان بهدست نخستين پادشاه ماد (دياکو) صورت نيافته،
زيرا که در کتيبهی تيگلات پيلسر اول، اسم همدانا مسطور است. شايد دياکو بر آبادی و
جلال آن افزوده و آنجا را مقر حکمرانیخود قرار داده است.»
(کريمی،دکتر بهمن.راههای باستانی و پايتختهای قديمی غرب ايران، برگ 218)
اعتمادالسلطنه بر این باور بود که نام اين شهر همدان بوده، چه «هم» معنی اتفاق و «دان» معنی ظرفيت را میرساند، يعنی مجمع متفقين.(اعتماد السلطنه، محمدحسن خان.تطبيق لغايت جغرافيای قديم و جديد ايران، برگهای 75و76)
از شهرهای کهن این استان میتوان به نهاوند و تويسرکان را نام برد. کاوشهای باستانشناسی انجام شده در تپه گيان نهاوند و وجود تپه باستانی بابا کمال و مهاجرت حضرت حيقوق نبی به تويسرکان(700 ق.م)، حاکی از قدمت اين دو شهر میباشد.
زبان
فارسی: که بیشتر ساکنان شهر همدان به زبان فارسی سخن میگويند.
لری و لکی: که در بیشتر قسمتهای جنوبی و در شهرهای ملاير و نهاوند و سامن و تويسرکان و 255 روستا به اين گويش سخن میگويند.
کردی: که در بين ساکنان شمال غرب و غرب استان در مجاورت با استانهای کرمانشاه و کردستان و 159 روستا به زبان کردي سخن میگويند.
ترکی: ترکزبانها بيشتر ساکنان شمال غرب استان بويژه در شمال و غرب شهر همدان به اين زبان سخن میگويند. (دبيران گروههاي آموزشی جغرافيای استانها. جغرافيای کامل ايران، جلد دوم، برگ 1296)
تاريخچهای دربارهی شهر همدان يا «همدان در گذر زمان»
به باور هوار، شهر کنونی همدان پايتخت ماد قديم است که در اوستا آن را «رگه» ياد کردهاند.
بنای نخستين شهر را به دياکو ، نخستين شاه ماد نسبت میدهند. سازندهی اين شهر او نبود، زيرا که نام آن در کتيبههای آشوری ديده میشود، ولی میتوان گفت که دياکو همدان را گسترش داده و بر جمعيت آن افزوده است. نام اصلی اين شهر «هانگماتانه» بوده که معنی محل اجتماع را میدهد.
ساختمان اين شهر نو را از روی شهرهای جلگه تقليد کردهاند و محل نخستين آبادی شهر روی تپهای بوده که امروز تپهی مصلی ناميده میشود.
اين شهر دارای هفت قلعه بوده و ديوار هريک از قلعههای درونی بر ديوار قلعهی بيرونی مشرف و آخرين ديوار بر تمام ديوارها مسلط بوده است. قصرشاهی و معبد خورشيد و خزانه را در آخرين قلعهی درونی که در ميان آنها قرار داشت و برجهای آن همانند ديوار نمرود به رنگ طلايی مزين شده بود، جای داده بودند.
کوروش بزرگ بنيانگزار سلسلهی هخامنشی، آستياگ، آخرين شاه ماد را مغلوب ساخت و همدان پايتخت او را بدست گرفت و بهواسطهی مزايای طبيعی و نواحی باصفای کوهستانی آن، مقر سلطنت تابستانی خود قرار داد.
برخی از مورخان بر اين باورند که کاخ شاهی همدان را بختالنصر، معاصر هوخشتر، شاه ماد خراب کرد، ولی داريوش سوم دوباره آن را بنا نمود تا خزاين دولتی را در آن نگاهداری کند.
اين قصر دارای سيسد«300» يا هزار اتاق بوده که هر يک هشت در آهنی داشته است.
خزاين و ذخاير همدان بسیار زياد بوده است، بهگونهای که اسکندر مقدونی در سال 331 ق.م بهآن شهر دست يافت وآن را غارت نمود. پس از او سلوکوس در سال 313 ق.م همدان را تصرف و غارت کرد.
همدان در سال 23 ه.ق به تصرف اعراب درآمد و غارت گرديدو در سال 319 ه.ق دچار چپاول و غارت لشگر ديالمه گرديد، ولی در زمان سلاجقه دوباره بزرگی از دست رفتهی خود را بهدست آورد و مدتی پايتخت شد.
مغولان در سال 617 ه.ق همدان را تصرف و آن را خراب کردند. از زمان صفويه آگاهی درستی در دست نيست. اين شهر مدتها تا زمان شاه عباس بزرگ محل کشمکش بين ايران و عثمانی بوده و از زمان اين پادشاه دوباره به تصرف ايران درآمد و بطور کلی میتوان گفت که بخشهای شمالی استان همدان به همراه آذربايجان تا مدتی در دست عثمانیها بود.
پس از سقوط دولت صفويه و هرج و مرج داخلی ايران تا ظهور نادرشاه افشار، بار ديگر در سال 1138 ه.ق عثمانيها بر اين شهر دست يافتند، ولی نادرشاه در سال 1145 ه.ق آن را تصرف و عثمانیها را اخراج کرد. آغا محمدخان قاجار اين بنا را خراب و با خاک يکسان کرد، خرابههای آن اکنون بهنام تپهی مصلی مشهور است.(خزائل کردستانی، رضا. جغرافيای همدان، برگ 15- 16 و کتاب سيمای ايران تأليف ايرج افشار سيستانی برگ 465- 474 )
نویسنده این وبلاگ ،محمد قنبری ، دانش آموخته حقوق ، آثاری درباره شخصیت های مختلف به رشته تحریر درآورده است . همچو سلمان ،ارج نامه فقیهی، چلچراغ سالکان ، امامزادگان و زیارتگاههای شهرری ،یادمان آیت الله ستوده ،ترجمه رساله لقاءالله، زندگی نامه ابوالفتوح رازی ،یادنامه حضرت عبدالعظیم(ع)،و...برخی از آنهاست. معرفی این آثار و درج مطالبی دیگر درباره مفاخر همدان از اهداف راه اندازی این صفحه است.گفتنی است که ترجمان به معنی خبردهنده است.